-
صفحه ۱۰۹
سهشنبه 30 فروردینماه سال 1390 23:11
175 در حقیقت، از جهت روانشناختی، دمونها چیزی بجز اشغال کنندگان ناخودآگاه نیستند، فورانهای ناگهانی عقده های روانشناختی به ادامه فرایند آگاه. عقده ها را می توان با دمونها مقایسه کرد که گاه و بیگاه تفکرات و رفتارهای ما را به ستوه می آورند؛ از اینرو در روزگار باستان و در قرون وسطی اختلالات عصبی حاد به عنوان دارایی تلقی می...
-
صفحه ۱۰۸
دوشنبه 29 فروردینماه سال 1390 23:05
(ادامه پاراگراف۱۷۳) گاهی غریزه به خود اجازه می دهد که توسط حس وگاه توسط تفکر به طمع افکنده شود؛ غریزه در یک آن با آبجکتها بازی خواهد کرد و در آن دیگر با ایده ها. اما به هیچ وجهی منحصرا با زیبایی بازی نخواهد کرد، زیرا که در آن صورت انسان دیگر بربری مسلک نخواهد بود اما به شکلی زاهدانه تحصیل کرده است، در حالیکه سوال مورد...
-
صفحه ۱۰۷
یکشنبه 28 فروردینماه سال 1390 23:10
172 شیلر در حقیقت به این امر آگاه بود که این امر ممکن است به معنای اعطای مکان نخست به غریزه بازی باشد. همانطور که دیده ایم، آزاد کردن فشار باعث ایجاد تصادم میان آن دو امر متضاد می شود که حاصل آن تعادلی است که لزوما کاهش ارزشی را که بالا بود نتیجه می دهد. همانطور که ما امروزه در می یابیم، این امر اساسا ضایعه ای برای...
-
صفحه ۱۰۶
یکشنبه 28 فروردینماه سال 1390 00:02
171 در نتیجه آبجکت در عملکرد میانجی، طبق نظر شیلر "صورت زنده"(1) است زیرا این امر دقیقا نشانه ای است که در آن امور متضاد با هم متحد گردیده اند؛ "مفهومی که خدمت می کند در نمایشگری همه خصوصیات زیباشناسانه پدیده و در یک کلام آنچه را که ما به معنای وسیع کلمه زیبایی می نامیم."(پاورقی شماره 75) اما آن...
-
صفحه ۱۰۵
جمعه 26 فروردینماه سال 1390 23:01
169 مایه تأسف است که شیلر بسیار تحت کنترل این تیپ قرار داشته است، اگر چنین نمی بود، هرگز برایش اتفاق نمی افتاد که به همکاری دو غریزه به چشم "وظیفه عقل" بنگرد زیرا این دو امر متضاد منطقا با هم جمع نمی شوند: tertium non datur – که دقیقا به معنای علتی است که متضاد نامیده می شوند. حتما مراد شیلر ازعقل امری بجز...
-
صفحه ۱۰۴
پنجشنبه 25 فروردینماه سال 1390 23:07
167 از اینرو اگر این ایده را دنبال کنیم، نباید به نظر آید که بتوان از تقابل آنها خلاص شد بلکه بایستی بالعکس، امری سودمند و روح افزا دانسته شود که باید حفظ و تقویت شود. این تهاجمی مستقیم به غلبه عملکردی است که متمایز و از لحاظ اجتماعی باارزش می باشد زیرا علت اولیه سرکوب و نقصان عملکردهای پست می باشد. این امر معادل است...
-
صفحه ۱۰۳
چهارشنبه 24 فروردینماه سال 1390 23:54
164 باز در اینجا مشخص می گردد که شیلر مانند همیشه تنها در حال نوشتن از دیدگاه درونگراست. برونگرا، که ایگویش در رابطه احساسی با آبجکت استقرار دارد، در حقیقت خود را در میان آبجکت می یابد در حالیکه درونگرا خود را در آن گم می کند. اما هنگامی که برونگرا به سمت درونگرا پیش می رود، به حالتی از ارتباط پست با ایده های جمعی می...
-
صفحه ۱۰۲
سهشنبه 23 فروردینماه سال 1390 23:18
163 عبارات بسیار قابل توجه که در بالا گذشت، شامل بسیاری از اموری بود که تا بحال درباره شان بحث نموده ایم. هنگامی که انرژی تفکر مثبت برای امری کلی از سنخ تیپ تفکری درونگرا تأمین می شود، کیفیتهای تمایز نیافته و قدیمی در تیپ احساسی-حسی به پراهمیت ترین امر مبدل می گردند: فرد به همان حالت منفی ارتباط مفرط یا هویت با آبجکت...
-
صفحه ۱۰۱
دوشنبه 22 فروردینماه سال 1390 23:16
161 همدردی با یک عملکرد متمایز به معنای آن است که آن عملکرد در حالتی جمعی است – البته نه دقیقا مثل جمعی، از آنجائیکه ابتدایی است، بلکه به گونه جمعی سازگار شده است تا آنجائیکه "نظر همه ذهنها توسط خودمان بیان می شود" و تفکر و بیان ما دقیقا همنوایی می کند با انتظارات عمومی از آنهایی که تفکرشان متمایز است و تا...
-
صفحه ۱۰۰
یکشنبه 21 فروردینماه سال 1390 23:10
158 شکی وجود ندارد که تفکر یک شخص درونگرا مشتاق این می باشد؛ تنها این امر مایه تأسف است که "وحدت ایده" ایده آل چنان گروه محدودی از انسانها باشد. تفکر، فقط یک عملکرد است که – وقتی به طور کامل گسترش یابد و منحصرا ز قوانینش پیروی کند- به طور طبیعی باعث دعوی اعتبار جهانی است. در نتیجه توسط تفکر تنها به یک قسمت...
-
صفحات ۹۹
شنبه 20 فروردینماه سال 1390 23:01
156 با استثنا نمودن لذت از مفهوم و قلمرو "شخص"، شیلر قادر است صراحتا اظهار کند که "انسان به عنوان موجودی مطلق و وحدت قابل انقسام، هیچگاه نمی تواند با خود در مغایرت باشد"(پاورقی شماره 54) این وحدت خواست عقل است که دوست دارد سابجکت را در ایده آل ترین تمامیت خود حفظ کند؛ از اینروست که مانند عملکرد...
-
صفحه ۹۸
جمعه 19 فروردینماه سال 1390 23:15
154 این عبارت به روشنی نشان می دهد که برای شیلر، احساس و حس، عباراتی هستند که می توانند بجای همدیگر استفاده گردند و از یک سنجش ناکافی و تمایز احساسات پرده بر می دارد که از احساس متمایز است. احساس متمایز می تواند بجز ارزشهایی که صرفا خاص و فردی هستند، ارزشهای جهانی را نیز ایجاد کند. اما درست است که تیپ درونگرای تفکری،...
-
صفحات ۹۷
پنجشنبه 18 فروردینماه سال 1390 23:04
ب)توجه نمودن به غرایز پایه 152 در این نامه دوازدهم شیلر او آغاز به بحث از دو غریزه پایه می نماید که شرحی مفصل بر آن ارائه می دهد. غریزه "لذت حسی طلبانه" با "تنظیم انسان در محدوده های زمان و بازگردانیدن آن به ماده" مرتبط است.(پاورقی شماره 49 کتاب) این غریزه طالب آن است که تغییری رخ دهد تا اینکه زمان...
-
صفحه ۹۶
چهارشنبه 17 فروردینماه سال 1390 23:02
150 دستورالعمل شیلر تنها توسط کاربستن دیدگاهی ظالمانه قابل اجرا بود، بدون هیچ خویشتنداری اخلاقی برای مراعات انصاف درباره آبجکت و نه هیچ محک با دقتی از صلاحیت خود. تنها تحت چنین شرایطی که شیلر یقینا هرگز تصورش را نمی کرد، عملکرد پست امکان مشارکت در زندگی می یافت. در این صورت عناصر قدیمی که ساده و ناخودآگاه بودند و مزین...
-
صفحه ۹۵
سهشنبه 16 فروردینماه سال 1390 23:04
148 دستورالعمل(1) شیلر برای برونگرا بایستی چنان باشد: "هر امر بیرونی را درونی کن و هرچیز را در درون شکل بده." این اندیشه ای بود که همانطور که مشاهده می کنیم، شیلر در گوته ایجاد نمود. گوته در جوابی که به شیلر می نویسد، به امر موثری در همان رابطه می پردازد: عبارت گوته: به عبارت دیگر در هر نوع فعالیتی که باشم،...
-
صفحات ۹۳ و ۹۴
دوشنبه 15 فروردینماه سال 1390 23:08
144 اگر از این عبارت، احساس خاص پست بودن را که ویژگی درونگراست جدا کنیم و به آن این حقیقت را که "دنیای بزرگ ایده ها" آنگونه که که برونگرا، خود، تحت فرمان اوست توسط برونگرا کنترل نمی شود بیفزاییم، در آن صورت گله مندی شیلر تصویری روشن از فقری است که متمایل است به عنوان نتیجه رویکردی ضرورتا تئوریک(1) رشد نماید....
-
صفحات ۹۱ و ۹۲
یکشنبه 14 فروردینماه سال 1390 23:00
139 رویکرد انتزاعی(1) متکی به خود(2) آشکار است؛ حتی قانون عالی رفتار گردیده است. هر اتفاقی باید به یکباره به حد تجربه برسد و از مجموع این تجربیات، به سرعت قانونی برای همه زمانها باید ظهور یابد؛ با وجود اینکه رویکرد دیگر- که هیچ رخدادی نباید تجربه شود مبادا که قوانینی ایجاد نماید که باعث تعویق آینده گردد - به همان...
-
صفحات ۸۹ و ۹۰
شنبه 13 فروردینماه سال 1390 23:01
136 اما تمایل چندانی ندارم که ارزشی برای اشارات فلسفی شاعر قائل شوم، زیرا او از عقل به عنوان ابزاری گمراه کننده بهره می برد. آنچه را که عقل می تواند به دست بیاورد قبلا در این مورد به دست آمده است؛ [عقل،] پرده از مغایرت میان خواسته و تجربه برداشته است. بنابراین پافشاری برای یافتن راه حلی از نوع تفکر فلسفی برای این...
-
صفحات ۹۱ و ۹۲
شنبه 13 فروردینماه سال 1390 00:23
س
-
صفحات ۸۷ و ۸۸
جمعه 12 فروردینماه سال 1390 23:03
132 آشکار است که شیلر در اینجا می کوشد تا بر تجربه تفوق داشته باشد؛ به عبارت دیگر او به زیبایی کیفیتی می بخشد که تجربه آن را تضمین نمی نماید. او معتقد است که "زیبایی باید به عنوان شرط اساسی انسانیت معرفی شود" (پاورقی شماره 29کتاب) یعنی ضرورتا گروهی راجح است؛ بنابراین او باز هم مفهومی کاملا عقلانی از زیبایی...
-
صفحات ۸۵ و ۸۶
پنجشنبه 11 فروردینماه سال 1390 23:03
128 همانطور که سابقا وجهه شاعری شیلر غلبه داشت، اکنون وجهه متفکرانه است که او را ربوده است: او به زیبایی بدگمان است، حتی این امر را به استناد تجربه ممکن می داند که زیبایی ممکن است نقشی مخرب ایفا کند: عبارت شیلر: هر گاه نگاه خود را معطوف دنیای باستان نماییم، می یابیم که مذاق و آزادی (1) متقابلا یکدیگر را دفع می کنند و...
-
صفحات ۸۳ و ۸۴
چهارشنبه 10 فروردینماه سال 1390 23:04
123 روسو فریب خورده است؛ او معتقد است که این امور به تازگی ایجاد شده اند. اما چنین نیست؛ ما تنها اخیرا از آن آگاه شده ایم؛ همیشه چنین بوده است و هر چه بیشتر می گذرد ما بیشتر به سمت اوایل اشیاء فرو می رویم. زیرا آنچه روسو شرح می دهد چیزی بجز همان نوع تفکر ابتدایی جمعی نیست که لیوی-برول(1) به درستی اصطلاح جذبه شگفت...
-
صفحات ۸۱ و ۸۲
سهشنبه 9 فروردینماه سال 1390 23:11
119 از مثال جذاب انقلاب فرانسه، که در آن زمان تازه به اوج وحشت رسیده بود، شیلر می توانست ببیند که دامنه نوسان الهه عقل(1) تا به کجا کشیده شده است و آن چارپای بدور از منطق تا به کجا ظفرمند است. بی تردید وقایع آن دوران بود که مسأله را به فوریت خاصی بر شیلر وارد کردند؛ زیرا که غالبا چنین اتفاق می افتد که هنگامی که مسأله...
-
صفحات ۷۹ و ۸۰
دوشنبه 8 فروردینماه سال 1390 23:01
117 احساس می کنیم که شیلر در این جملات، نزدیکی روشنگری فرانسه و عقلگرایی خیال انگیز انقلاب را بیان نموده است. " دوران منور شده است" - چه اغراقی در ارزش نهادن به عقل نموده است! "روحیه پرسشگری آزاد توهمات را پراکنده کرده است." - چه راسیونالیسمی(1)! آشکارا به یاد پروکتوفانتاسمیست(2) در فاست(3) می...
-
صفحات ۷۶ و ۷۷و ۷۸
یکشنبه 7 فروردینماه سال 1390 23:08
114 واضح است که شیلر در زندگی شخصیش حس عمیقی از این تعارض را داشته است و اینکه دقیقا همین خصومت است که در او اشتیاق شدیدی برای انسجام یا همسنخی ای که بایستی به عملکردهای سرکوب شده (1)- که بیحال در حالت بردگی یا بازگرداندن زندگی همساز - آورده شود، ایجاد کرده است. این ایده موضوع اصلی و تکرار شونده در "پارسیفال...
-
صفحات ۷۴ و ۷۵
شنبه 6 فروردینماه سال 1390 23:01
111 از صد و بیست سالی که از نگارش نامه های شیلر می گذرد، وضعیت در خصوص فرهنگ فردی از حالت بد تبدیل به بدتر شده است زیرا توجه فرد مصروف به محدوده بسیار بزرگتری از مشغولیتهای جمعی شده است و در نتیجه وقت فراغت بسیار کمتری برای رشد فرهنگ فردی باقی مانده است. از اینرو ما امروزه دارای یک فرهنگ جمعی بسیار پیشرفته هستیم که در...
-
صفحات ۷۲ و ۷۳
جمعه 5 فروردینماه سال 1390 23:02
108 دقیقا مانند باستانیان، با نیم نگاهی به رشد فردی، برای فراهم آوردن رفاه طبقه ای بالا تر توسط تقریبا فشار کامل اکثریت مردم عادی(رعایا و بردگان)، دنیای مسیحیت عینا با انتقال همین فرایند، تا حد ممکن، به فضای روانشناختی موجود در درون خود اشخاص، به وضعیت فرهنگ جمعی رسید – ممکن است کسی بگوید که آن را تا به سطح سابجکتیو...
-
صفحات ۷۰ و ۷۱
پنجشنبه 4 فروردینماه سال 1390 23:07
105 شیلر از همان آغاز، خود را به مسأله علت و ریشه جدایی این دو عملکرد، مرتبط می سازد. با غریزه یقینی(1) او متوجه تمایزات اشخاص، به عنوان انگیزه اصلی می شود. "این خود فرهنگ بود که این زخم را بر انسانیت مدرن وارد کرد."(پاورقی شماره 2) این جمله، آگاهی وسیع شیلر از مسئله را نشان می دهد. از بین رفتن تعامل هماهنگ...
-
صفحات ۶۷ و ۶۸ و ۶۹
چهارشنبه 3 فروردینماه سال 1390 22:02
فصل دوم نظرات شیلر درباره مسأله تیپ 1.نامه هایی پیرامون مطالعات زیبایی شناسانه درباره انسان(1) الف- عملکردهای(2) مافوق و مادون 101 آنچه تا کنون با دانش نسبتا اندک خود فهمیده ام آن است که به نظر می رسد فردریک شیلر(3) اولین شخصی باشد که برای یک تمایز آگاه از گرایشات تیپیکال در مقیاسی وسیع تلاش کرده و با شرح جزء به جزء،...
-
صفحات ۶۵ و ۶۶
سهشنبه 2 فروردینماه سال 1390 22:00
او از درک یک نشانه تنها در آن ناتوان بود؛ واقعیت لذتبخشی و تجربه آنی آن، برای او ضرورت مذهبی ناگزیری بود. بنابراین به حضور بدن و خون مسیح را در مراسم عشای ربانی معتقد بود. او "در درون و تحت" نان و شراب، بدن و خون مسیح را دریافت می نمود. برای او اهمیت مذهبی تجربه آنی آن آبجکت چنان زیاد بود که تخیلش مجذوب حضور...